اثرات ماندگار اعمال کوچک ما

در اینستاگرامم به بهانه‌ی عکسی از درختی در پاییز نوشتم:

مرگ برگ، مرگ درخت نیست. درخت مستقل از برگ‌هایش به زندگی ادامه می‌دهد.

مرگ درخت، مرگ جنگل نیست. جنگل مستقل از تک تک درختانش باقی می‌ماند و به حیات خود ادامه می‌دهد.

اگر مرگ را از بین رفتن اثر یک موجود زنده روی محیط بدانیم (البته در زیست شناسی این تعریف مرگ نیست)، هیچ موجود زنده و انسانی نمی‌میرد. ما همه جزئی از حافظه بلند مدت جهان هستیم. سلولی از بی شمار سلول. اگر حیات را پیکره‌ای واحد ببینیم، همه موجودات زنده در طول تاریخ، عضوی از این پیکره بودند و هستند. هر کدام اثری هرچند کوچک در آینده کل سیستم داشته‌اند. هر جز اثری همیشگی و ماندگار روی کل مسیر تاریخ دارد.

زودتر یا دیرتر افتادن یک برگ هم می‌تواند مسیر آینده کل جهان را عوض کند. هر حرف و حرکت من، می‌تواند آینده کل بشریت را تحت تاثیر قرار دهد. یک نامه یا پست اینستاگرام یا نوشته‌ای کوتاه می‌تواند آینده کشوری را عوض کند. تنبیه کردن یک کودک می‌تواند روی سرنوشت میلیون‌ها نفر در آینده تاثیر بگذارد.
اثر هر عمل ما در حافظه‌ی بلند مدت جهان باقی می‌ماند. مانند برگی که دیرتر می‌افتد و سرنوشتی دیگر برای جهان رقم می‌خورد. مانند غذایی که سرد می‌شود و جنگی شروع می‌شود. مانند بمبی که عمل نمی‌کند و جانی نجات می‌یابد.

گاهی می‌ترسم از اینکه دست به کاری بزنم. از اینکه تصمیمی بگیرم. از اینکه بین دو راه، یکی را انتخاب کنم. از اینکه آینده جهان را به گونه‌ای دیگر رقم بزنم. حتی فکر کردن به بار مسئولیتی که روی شانه‌هایمان است هم وحشتناک است.

البته دیدگاهی کاملا مخالف این دیدگاه هم وجود دارد. ممکن است فکر کنیم با وجود این همه انسان در جهان و این همه اتفاقات مختلف، سهم ما در سرنوشت جهان، تقریبا ناچیز است. یک نفر چه تاثیری روی آینده جهان دارد؟ بود و نبود من چه تاثیری روی آینده دارد؟ به عبارت بهتر، اگر من نباشم، اصلا آینده تفاوتی خواهد داشت؟

شاید پاسخ دادن به این سوالها کار سختی باشد. شاید باید از خود بپرسیم: من می‌خواهم چقدر تاثیرگذار باشم؟ می‌خواهم عضوی از جریان باشم یا اینکه به جای ایستادن کنار و نگاه کردن، تغییری ایجاد کنم؟

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *