رسانه‌های علمی در فضای آنلاین

این روزها اکثر ما به شیوه‌ای متفاوت از گذشته زندگی می‌کنیم. یک زندگی با فضای ذهنی شلوغ و غرق در داده‌ها و اطلاعاتی که به سرعت به روز می‌شوند. شاید جهان از نگاه بیرونی خیلی تغییر نکرده باشد و شلوغ‌تر هم نشده باشد اما حداقل ذهن اکثر ما خیلی شلوغ‌تر از قبل شده است. سرعت تغییرات به قدری زیاد شده که خودمان معمولا متوجه نیستیم چقدر دنیایمان تغییر کرده و چقدر نقش ابزارهایی مثل کامپیوتر، موبایل، تبلت و انواع و اقسام گجت‌ها در زندگی‌مان پر رنگ شده است. حتی دوران قبل از این ابزارها را چندان به یاد نداریم یا درک زندگی در آن زمان برایمان سخت است.

در دنیای امروز از دریچه انواع رسانه‌های نوشتاری و صوتی و تصویری و سایر ابزارهای ارتباطی به دریایی از اطلاعات متصل هستیم. این مدل جدید ارتباطی همه چیز را عوض کرده است. تا دیروز تقریبا همه افراد اخبار خود را از رسانه‌های شناخته‌شده و شناسنامه‌دار دریافت می‌کردند و می‌شد پیگیر بود که منبع هر خبر کجاست و چه کسی آن را تهیه کرده است و آیا خبر درست نوشته شده یا نه. می‌شد اشتباهات را به رسانه‌ها تذکر داد و از آن‌ها تقاضای تصحیح و بازنگری کرد. می‌شد فهمید که سوگیری هر رسانه به کدام سمت است و سبک کار آن چیست. اما امروز اگر حوصله داشته باشیم باید وقت بگذاریم و به طور مداوم به اعضای خانواده خود و آشنایان و دوستان توضیح دهیم که چرا فلان خبری که در تلگرام و اینستاگرام خوانده‌اند دروغ است و این فقط به یک خبر ختم نمی‌شود. سیل مطالب اشتباه و گمراه‌کننده و نوشته‌های آموزشی بی پایه و اساس و درمان‌های پیشنهادی عجیب و غریب برای بیماری‌ها  وانواع و اقسام شایعات از فردی به فرد دیگر و از گروهی به گروهی منتقل می‌شود و بازارش هم حسابی داغ است.

اگر دیروز منبع تحلیل اخبار و اتفاقات فقط رسانه‌های رسمی و شناسنامه‌دار بودند، امروز زیاد می‌شنویم که هر کس برای خود رسانه‌ای دارد و واقعا هم همین‌طور است. به نظر می‌رسد این رسانه‌های کوچک (از نظر منابع و امکانات) در حال حاضر به رقیب جدی برای رسانه‌های رسمی تبدیل شده‌اند. حضورشان در فضای آنلاین و ظاهر کارشان به نظر مشابه است و شاید خیلی هم خوش رنگ و لعاب‌ باشند. اما این رسانه‌های بدون شناسنامه اکثرا فرآیندی برای کنترل صحت محتوای تولیدی خود ندارند و با توجه به اینکه راه افزایش درآمدشان را تنها افزایش درآمد تبلیغاتی می‌دانند و افزایش درآمد تبلیغاتی را نیز وابسته به جذب تعداد بسیار زیاد مخاطب با کمترین هزینه، احتمالا صحت و درستی محتوا اولویت‌شان نیست و سرعت و حجم زیاد تولید محتوا بدون توجه به درستی آن (که این توجه نیازمند زمان و هزینه‌ است) و رساندن این محتوا به تعداد بیشتری از افراد را در اولویت قرار داده‌اند.

در زمینه‌ی تولید محتوای علمی برای عموم مردم اگر کل تعداد مشترکین و مخاطبان رسانه‌های رسمی علمی ترویجی کشور (مخاطبین خود رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی و کانال‌های پیام‌رسانی آن‌ها) را در نظر بگیریم شاید به عددی کمتر از  دنبال‌کنندگان یکی از صفحات اینستاگرام یا تلگرام مثل “عجیب‌تر از علم” و “فکت‌های فارسی” و نظایر آن‌ها برسیم که هر یک کم‌وبیش نیم میلیون دنبال‌کننده دارند و هر کدام از عکس‌ها و مطالب آن‌ها ده‌ها هزار بار دیده می‌شود. آیا تمام مطالبی که در این رسانه‌ها منتشر می‌شود اشتباه است؟ خیر. آیا این کانال‌ها و رسانه‌ها نباید وجود داشته باشند؟ جواب این سوال هم خیر است.

مشکل اصلی این است که رسانه‌های قدیمی‌تر هنوز راه و رسم زیستن در دنیای آنلاین را نیاموخته‌اند و در جذب و حفظ مخاطب از رسانه‌های نوظهور عقب افتاده‌اند. رسانه‌های جدید با کمترین هزینه و تولید محتوای کوتاه و چند خطی و تبلیغات به طور متناوب به مخاطبان خود می‌افزایند اما مجلات، روزنامه‌ها و سایر رسانه‌های صوتی و تصویری هنوز به درستی از امکانات فراهم شده در فضای آنلاین استفاده نمی‌کنند. اگر پای صحبت مسئولین این رسانه‌ها بنشینید احتمالا از مشکلات مالی و کمبود نیروی انسانی و سایر قیدها خواهند گفت اما با این وجود باید چاره‌ای اندیشید و با همین امکانات فعلی نیز می‌توان بهتر عمل کرد.

مشکل مذکور فقط محدود به مطالب خبری و مقاله‌های کوتاه نیست. کمبود مطالب آموزشی عمیق و دنباله‌دار هم مشکل دیگر فضای وب فارسی است. برای بسیاری از موضوعات علمی و فناوری، با جست و ‌جو در وب فارسی محتوای آموزشی مناسبی پیدا نمی‌کنید و اگر هم پیدا کنید، در بسیاری از موارد کوتاه، ناقص یا قدیمی است. بنابر این بسیاری از افراد که شاید به کتاب یا دوره‌های آموزشی خوب دسترسی ندارند یا در زمان محدود به دنبال منابعی معتبر هستند، در اینترنت نیز به نتیجه نمی‌رسند.

به نظر می‌رسد رسانه‌های علمی و تولید‌کنندگان محتوای علمی باید توجه بیشتری به فضای آنلاین و چگونگی فعالیت در آن داشته‌ باشند و  از این فضا به درستی برای بیشتر کردن مخاطبان خود و ترویج علم در جامعه استفاده کنند.

3 دیدگاه درباره ی “رسانه‌های علمی در فضای آنلاین

  1. سلام پیمان جان
    حقیقتش این مشکلیه که منم با اطرافیان دارم. اینکه قضیه تا حدی مسخره شده که الان تلگرام هم رفرنس شده. انقدر با دوستام بحث کردم سر این قضایا که دیگه الان مسخره م میکنن.
    پیمان به نظرم ما کلا داریم فقط تلاش میکنیم در جهت به دست آوردن Data بیشتر. در واقع تلاش جدی به موازاتش در جهت مدیریت کردن این اطلاعات وجود نداره. ما فقط بی نهایت میخوایم، بی نهایت فالو میکنیم، بی نهایت Subscribe میکنیم، بی نهایت عضو میشیم. زمانی یک فیسبوک بود و توان مدیریت همون رو هم نداشتیم اما حالا هر روز یک رسانه جدید و هربار هم آغوش ما باز٫

    • ممنونم پوریای عزیز

      به نظر میرسه همه به دنبال دیدن و خواندن بیشتر در انواع پیجها و گروه ها هستند (هرچند که اصلا این مدل خوندن و دیدن عمیق نیست و به هیچ عنوان جای مطالب طولانی رو نمیگیره)، خب دلایلش هم خیلی مفصله و سواد من هم درباره اش کافی نیست. اما به نظرم حالا که واقعا مردم به دنبال اطلاعات هستند و خیلیها هم حداقل صفحاتی با اسمهای علمی و آموزشی رو دنبال می کنند، حداقل میتونیم تلاش کنیم که ما هم خوراک مناسب براشون فراهم کنیم. منظورم اینه اگر واقعا دستی در تولید محتوا داریم و اعتقاد داریم میشه بهتر از این عمل کرد، خب میتونیم تلاش کنیم و چیزی رو که به نظرمون مطلوب تره در اختیار مخاطب بگذاریم.

      شاد و سلامت باشی

  2. پینگ بک: آموخته‌هایی از زلزله | پیمان اکبرنیا

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *